تبليغاتX
Bella Mente
Bella Mente
!!!!!people killing people ....!!!!


برای الاغ ها خوب است. این همه چرت و پرت قدرت بالاتر و توکل و از این حرف ها. مثل مذهب برای بچه ها می ماند. تو خودت را به دست قدرت بالایی بسپار ، خودش نجاتت می دهد. آدم باید خیلی خر باشد که اینها را باور کند ، قدرت بالایی کدام است؟دور و برت را خوب برانداز کن و به من بگو آن بالایی کجاست.. من ان را نمی بینم. فقط من و تو هستیم و آدم های دیگر. یک مشت بدبخت وامانده که داریم خودمان را می کشیم تا زنده بمانیم.
بهتر بگویم زنده بمانیم ایرانی و زنده نگه داریم جمهوری.

-------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن. برگرفته از رمان شب پیشگویی (پل استر)
من به شخصه دیدم اینه که :

اسلام رو برای ایران بخوایم ، نه ایران رو برای اسلام.(چه ربطی به مطلب داشت؟؟؟؟)

این متن رو خیلی دوسش دارم به همین خاطر تاریخشو عوض کردم تا همیشه این بالا باشه!!!


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه هشتم تیر 1389 :: 22:28 :: توسط : SVWVW

زمانی که اسکوربورد اقای قطبی را نمایش داد وی  با استقبال خوبی مواجه نشد و این نشان میدهد که انسان خودش باید مراقب خودش و شرایطش باشد.این که شهامت نداری نه بگویی و نگران موقعیتت هستی نتیجه اش همین است جناب قطبی.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 :: 16:25 :: توسط : SVWVW

احسان (یاس) : دو گاو دارد. گاو نر به گاو ماده sms میدهد. احسان در دیداری با گاو ماده به علت عمل نکردن گاو نر به تحریم sms خواستار طلاق آنها میشود.

پرهام : دو گاو دارد. یکی از انها برای رفتن به قصابی انتخاب میشود ، گاو دیگر با گذاشتن مرام بسیار ( که آن را از پرهام با مرام یاد گرفته است ) بجای گاو انتخابی میرود.

جاوید : دو گاو دارد. در حال فیلمبرداری از آنهاست که یکی از گاوها به دیگری می گوید : what do you want

حامد : دو گاو دارد.یکی از گاو ها با یکی از گاوهای حمید که گاو دیگر حامد به او علاقه مند است درگیر میشود ، در اینجا گاو حامد شیوه ی نه سیخ بسوزد نه کباب را در پیش میگیرد.

حمید : دو گاو دارد. او قصد دارد پای هر دو گاو را به مسائل سیاسی باز کند ، ولی این بار !!! آنها فریب نمی خورند.

دختری از uni :دو گاو دارد. به طرز خشونت آمیزی گاوها را میدوشد و هنگامی که شیری مشاهده نمیکند بر خشونت خود می افزاید تا جایی که گاوها از حال میروند. او سرانجام به نر بودن گاوها پی میبرد.

رجبی : دو گاو دارد.ابتدا میگوید چه نازن! سپس هنگامی که متوجه تفرشی بودن آنها میشود دق و دلی قبول شدن در تفرش را بر سر آنها خالی میکند.

علی : دو گاو دارد. یکی از گاوها علاقه مند به موسیقی غربی است ودیگری به موسیقی سنتی ایرانی !!!

علیرضا : دو گاو دارد. هر دو را در زمینهای سرسبز کیلان پروار کرده و قصد دارد پیش از آغاز فصل آنها را برای قهرمانی یوونتوس قربانی کند.

مجتبی : دو گاو دارد. یکی از گاوهای او همچون موتورسواران خلچانی با سرعت از جلوی خانه ی آنها عبور میکرده است که گاو دیگر را زیر میکند.

مدادسفید : دو گاو دارد. به دلیل کارهای سخت عمرانی او یکی از گاوها را مامور حمل فرغون و دیگری را مامور پرتاب آجر میکند و خود به تهیه ملات میپردازد.

مهدی (جهان) : دو گاو دارد. هر دوی گاوها منو دار ناین(9) هستند. منویی شامل : مقدار شیر تولیدی ، مقدار یونجه ی مصرفی و ...

مهدی مکانیک : دو گاو دارد. یکی از آنها را میفروشد و کارت شارژ ایرانسل یک هفته ی خود !!! را تامین میکند و از دیگری برای کمک در کارورزی ایران خودرو استفاده میکند.

موج : دو گاو دارد. به دلیل اینکه فشار زیادی به گاوها وارد نشود یک در میان آنها را میدوشد ، به طوریکه امروز یکی را و روز دیگر دیگری را.

میلاد : دو گاو دارد. شیر آنها را میدوشد و و مواد لبنی تولید میکند ، از آنجایی که به مواد لبنی به خصوص ماست بر سر سفره ی غذا علاقه ی بسیاری دارد در حال دوشیدن شیر گاوهای دکتر نورآذر است.

نیما (پلنگ) : دو گاو دارد. از آنجایی که او فرد قالتاقی است گاوهای نر خود را به عنوان گاو ماده به خاندان شاه حسینی قالب کرده است.

یزدان : دو گاو دارد. هنگامی که سوار بر یکی از گاوها به دانشگاه بهشتی میرود گاو دیگر مامور خالی نبودن جای او در دنیای بزرگ اینترنت است.

یکی از واحد ده ایها : دو گاو دارد. یکی از گاوها که تا دقیقه 90 بازی ایران - بوسنی را دیده به دیگری میگوید مساوی شد ، گاو دیگر یکی از سمهایش را بالا آورده ....  (ایران دقیقه 92 گل سوم را به بوسنی زده است)

--------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن.  ترتیب دوستان بر اساس حروف الفبا.

         مسعود : دو گاو دارد. ... 


ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و سوم مرداد 1388 :: 16:41 :: توسط : SVWVW

دو سه روز پیش یکی از دوستام رو دیدم ، بعد از چند روز هنوز فراموش نکردم و دائم دارم بهش فکر می کنم.

از دوران دبیرستان با هم رفیقیم ، اون راستی بود و از همون روزای اول همیشه با هم بحث می کردیم و به نتیجه ای هم نمی رسیدیم. دیگه عادی شده ود ، اگه یه روز من شروع نمی کردم اون شروع می کرد.

انتخابات فرا رسید...

دقیقا شب قبل از انتخابات دیدمش و دوباره کلی بحثمون شد ، در مورد مناظره ها و حرفایی که زده شد هم حرف زدیم. 

خلاصه انتخابات شد و اتفاقاتی که می دونید

بعد اون هرچی با خودم کلنجار میرفتم نمی تونستم باهاش حرف بزنم ،  آخه همرزماش!!! توی خیابونا داشتن جولون میدادن و وقتی بهش فکر می کردم یاد همرزماش می افتادم. با خودم میگفتم شاید نظر اونم عوض شده ولی اینجوری نبود ، تصمیم گرفتم دیگه جوابشو ندم ولی اینم برام سخت بود.

خیلی رو این موضوع فکر کردم و وقتی هم احسان و علیرضا رو دیدم که دو قطب مخالفن ولی انقد با هم رفیقن تصمیم گرفتم که رفاقتمون بهم نخوره ولی دیگه در مورد این مسائل باهاش نحرفم ، تا خدای نکرده مشکلی پیش نیاد. تصمیم گرفتم وقتی دیدمش یه کلمه هم حرف نزنم و اگه اونم خواست شروع کنه بهش بگم خفه شو !!! (البته به این خاطر می خواستم بگم که دوست نداشتم دید بدی نسبت تفکراتش پیدا کنم می خواستم پیش خودم فکر کنم که اونم نظرش عوض شده)

خلاصه وقتی دیدمش بعد از چند دقیقه شروع کرد بحث رو به اون طرف بردن و منم نتونستم بهش بگم خفه شو(ولی ای کاش بهش میگفتم چون یه چیزایی گفت که هنوز دارم به طرز فکرش فکر می کنم)

بعد چند دقیقه بهم گفت که قسم خوردی که هیچی نگی؟ منم کل ماجرا رو براش گفتم.

آخر سر که می خواست بره گفت :

- منم از این شرایط راضی نیستم و نباید اینجوری میشد و اونا که کشته شدن حیف بودن و چیزی که مهمه اینه که هممون یه طرفیم.

- همون طور که اگه ما به معصومیت چهارده معصوم شک کنیم به خطا رفتیم ، اگه یه نفر دیگه رو به غیر از این چهارده نفر معصوم بدونیم دچار کفر شدیم و به خطا رفتیم. تو تا وقتی به غیر از این چهارده معصوم کس دیگه ای رو هم معصوم بگیری نمی تونی تصمیم درستی بگیری. در ضمن ما یه طرف نیستیم من ایران رو انتخاب کردم.

- اینجوری نگو ماها یکی هستیم اون معصومیت روهممنظورتو نمی فهمم !!!

-شروع نکن خواهشا گفتم نمی خوام در مورد اینا حرف بزنیم که خدایی نکرده چیزی بشه من و تو رفیقیم و می مونیم ولی یه طرف نیستیم الان. خداحافظ

----------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن.  این متن خیلی از این طولانی تر بودا !!!


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 :: 13:8 :: توسط : SVWVW

حیفم اومد بقیه اینو نبینن !!!

ارسال شده در تاریخ : جمعه بیست و ششم تیر 1388 :: 21:56 :: توسط : SVWVW

ما بالاخره نفهميديم اين قرارداد رويايي امضا شد يا نه؟ يه روز ميگن امضا شده ، يه روز کفاشيان و تاج ميگن هنوز نشده ، ولي چيزي که مهمه گويا مستر قطبي حاضر شده که با 800 هزار دلار براي 2 سال قرارداد ببنده. نکته ي جالبش اينجاست که ايشون مي خواستن چهار ساله ببندن و سالي 700 هزار تا بگيرن. حالا چي شده که راضي شده سالي 400هزار تا بگيره؟ سالي 300تا مبلغشو آورده پايين کما اينکه اينم از سرش زياده. مي دونيد چرا؟ چون اين آقا مي دونست که هيچ جايي بهش تيم نميدن و اگه قبول نکنه ما ميريم مربي خارجي مياريم ، مربي خارجي هم کم نداريم که بخواد توي ايران کار کنه.
توي متن قبليم يادم رفت که بنويسم چي شده که سرباز وطن!!! (توي مصاحبه هاي قطبي بعد از مربي تيم ملي شدن مي تونيد ببينيد و بشنويد ) به يه آدم پول پرست تبديل شده؟
از قطبي که بگذريم مي رسيم به آقاي تاج که توي ورزش از نگاه 2 هر چي بهش گفتن اونم انگار که سوزنش گير کرده باشه جواب مي داد تيم هاي پايه اي ما ضعيف بودن و ما داريم روي تيم هاي پايه ايمون کار مي کنيم و منم از نتايج قطبي راضي ام.خداداد بهش گفت قطر و امارات هم تيم هاي پايه اي خوبي دارن ولي بزرگسالاشون گند زدن ، اين ربطي نداره به تيم هاي پايه اي . تيم هاي پايه ايمون رو قوي کنيم خوبه ولي بايد براي بزرگسالامون هم مربي خوب بياريم ، ولي بازم اين آقاي تاج حرف خودشو ميزد.
خداداد خوب بهش گفت ولي من اگه جاي خداداد بودم مي گفتم : احمق و احمقايي که تو رو آوردن سر کار به نظرشون کريمي ، نکونام ، شجاعي ، کعبي ، رحمتي و ... بازيکناي کمي ان؟ به تيماي پايه ربطي داره؟ يه مربي درست حسابي مي ذاشتي با اين بازيکنا نمي شد بدون تيم پايه اي توي آسيا آقايي کرد؟ تو کيا رو احمق فرض کردي آخه؟

-------------------------------------------------------------------------

پ.ن. يکي به اين مسئولا نيست بگه اين همه افتخار توي المپيک ، جام جهاني 2006 ، جام جهاني 2010 ، جام ملتهاي آسيا 2007 ، مسابقات جهاني کشتي و ... بس نيست؟ به خدا ما راضي هستيم انقد خودتون رو اذيت نکنيد ، انقد خودتون رو خسته نکنيد ، يه ذره استراحت به خودتون بديد ما راضي هستيم ، امسال اگه مدالم نگرفتيد ما اعتراضي نمي کنيم.بازم ممنون.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه پانزدهم تیر 1388 :: 23:39 :: توسط : SVWVW

جناب امپراتور افشین خان قطبی!!! پس از حذف کردن تیم ملی از جام جهانی در اقدامی تحسین برانگیز اعلام کرده اند که دیگر دلیلی ندارد فداکاری کند و با منت گذاشتن بر سر ما درخواست ترکمنچای دیگری نموده است.
انگار که فراموش کرده بعد از فرار شبانه اش از پرسپولیس بیکار بود و هیچ پیشنهادی نداشت و هفته ها و ماه ها تو امارات دنبال تیم می گشت ولی انگار هیچکی بار فنی اون رو قبول نداشته جز ایران!!!آقایی که با شناخت ار دو کره اومد و تونست 2 امتیاز با ارزش برامون بگیره.
 شاید خیلیا مقصر حذف تیم ملی رو علی دایی بدونن ولی با همون نتایج من معتقدم که دایی می تونست تیم ملی رو به جام جهانی ببره چرا که ما فقط احتیاج داشتیم که کره شمالی رو ببریم.
ممنون آقای قطبی که با شناختتون از کره شمالی و در صورتی که با برد صعود می کردیم یه بازی بزدلانه رو از خودت و تیمت به نمایش گذاشتی و یه امتیاز نصیبمون کردی ، ممنون که امارات رو که هیچ انگیزه ای برای بازی نداشت و با 6 7 بازیکن امیدش اومده بود با حرکت تکنیکی و فردی کریمی (نه کار تاکتیکی وتیمی) به برد با اختلاف یه گل رسوندی ، ممنون که شعور ما رو به بازی گرفتی و فرمودی گل کره شانسی بود.
به خودم میگم شاید من شعور فوتبالی ندارم چرا که امکان نداره آقای قطبی شعور ما رو به بازی گرفته باشه بالاخره آقای قطبی حمایت 91% (طبق نظرسنجی برنامه 90 ) هوادارای فوتبال رو دارن و من جز اون 9% باقی مونده هستم.ولی هرچی که فکر می کنم گل کره شانسی نبود ، روی یه کار تیمی بود. اگه گلشون شانسی بود حتما گل ایران تاکتیکی بود؟ یعنی آقای قطبی توی تمرینات کار کرده بودن که نصرتی بیاد جلو سانتر کنه بعدش لیوون جائه تو بیرون اومدن اشتباه کنه و توپ رو به باسن!!! شجاعی بکوبه و توپ گل بشه! جل الخالق. واقعا تحسینتون می کنم، ایشالا با تاکتیکای شما همونطور که گفته بودین بوسه به جام جهانی بزنیم.
می ترسم چون که تجربه طرفدارای علی پروین این دفعه وحشتناکتر از قبل داره تکرار میشه ، این دفعه طرفدارای امپراتور (به قول من امپراتور پرستان) بد جوری با حمایتی که از اون میکنن باعث شدن که این آقا بد جوری تو ایران جولون بده و از بیت المال برا خودش کیسه بدوزه و بره با زن صیغه ایش (که توی ایران تازه مجبور شد صیغه بخونه) کیفشو ببره. خدا آخر و عاقبتمون رو به خیر بگذرونه.


 

-------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن. درسته که کشورمون تو وضعیت سیاسی و روحی روانی مناسبی قرار نداره ولی ترجیح میدم که به مسائلی بپردازم که هم بهتر از سیاست ازشون سر در میارم و هم اینکه این چند وقته زیاد بهش توجه نمیشه. تو اون زمینه احسان عزیز توی باغ آبگینه مطالب جالبی داره و البته یه وبلاگ دیگه ای هم هست که از این مطلبای جالب داره ، پیشنهاد می کنم جفتشون رو بخونید.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه یازدهم تیر 1388 :: 23:13 :: توسط : SVWVW

 

تحلیلی بر علت انتخاب افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران ؛

عوام فریبی آقایان فدراسیون نشین برای پنهان شدن پشت محبوبیت قطبی

گرفتن زمان جهت ماندن بر راس کار!

 

چيني ها معتقدند كه عدد 8 شماره اي است كه براي آنها شانس مي آورد و به همين دليل در ساعت 8 شب روز 8 از ماه 8 سال 2008 المپيك چين را افتتاح نمودند وانصافا هم صاحب موفقيت بي نظيري در زمينه ورزش چون ديگر زمينه های  اجتماعي شدند؛ اما به نظر مي آيدكه عدد 8 چندان براي ما          خوش آيند نيست.

بخاطر داريم روزگاري در روز 8 در ماه نهم سال 1376 فوتبال ما توانست با حذف استراليا در خاك       كانگورو ها به جام جهاني1998 رود اما از آن پس ديگر 8 براي ما خوش يمن نبود به روز 8 فروردين از   سال 1388 بنگريد فوتبال ما در ايران به عربستان مي بازد و پس از آن شكستهاي متوالي به فوتبال ملي و باشگاهي ما وارد مي شود .

امروز صبا و استقلال و سپاهان ايران در آستانه حذف از رقابتهاي ليگ باشگاههاي آسيا هستند و پرسپوليس هم تنها به يمن گروهي به مراتب آسان تر همچنان شانس صعود را دارد , اما نمايش        سرخها در برابر الغرافه در بازي برگشت  نشان داد  كه چندان به حضور طو لاني مدت سرخها در         رقابتهاي ليگ باشگاههاي آسيا نمي توان اميد داشت.

 در بعد ملي فوتبال ما اما در فاصله كمتر از يك ماه صاحب سومين سر مربي خود شد.پس از علي دائي و انتصاب 15روزه محمد مايلي كهن بر مسند پست سر مربيگري تيم ملي كه تنها زدن تازيانه بر پيكر اميد و ايمان ملت ايران به محبو ب ترين تيمشان بود حالا قرار است كه افشين قطبي دنباله بازي ايران در راه جام جهاني را ادامه دهد.

اظهار نظر مهدي تاج رئيس كميته تيمهاي ملي در دلايل انتخاب قطبي در نوع خود جالب است. ايشان مي گويند كه بعلت آشنائي افشين قطبي با تيمهاي كره اي او را براي تيم ملي انتخاب كرديم. سوالي كه در اولين واكنش به اين اظهار نظر جناب مدير كميته تيمهاي فني به ذهن مي رسد اين است كه اگر اين فاكتور شناخت از تيمهاي كره اي اينقدر مهم بود پس چرا بعد از علي دائي به سراغ قطبي نرفتيد و به قول اظهار نظر كفاشيان اصلا قطبي در ليست آنها نبوده است ؟

عجيب نيست ! مديريت فوتبال بي منطق و بي استدلال ما بايد هم از سوي مديراني كه شاهكاري چنيني را براي فوتبالمان پديد آورده اند جوابي نداشته باشد !

اما انتخاب قطبي به چه دليلي بوده است ؟!

افشين قطبي يك مرد رسانه اي است.بسياري او را يك شومن مي دانند كه به بازي هاي رسانه اي علاقمند است او فارسي را طی یک حرکت فریبکارانه و برای جلب نظر ما ایرانیان که همیشه مرغ همسایه برایمان غاز است به عمد با لهجه شيرين انگليسي !صحبت مي كند . سيمائي چون آل پاچينو براي خود مي سازد و بسيار دو ست دارد كه چون جرج كلوني فيگور بگيرد  . او مردي است كه براحتي رنگ عوض مي كند بخاطر مي آوريم كه تنها چند هفته كوتاه است كه او اعلام كرد از فوتبال ما براي هميشه خداحافظي كرد و اعلام نمود كه در اين فوتبال به هيچ كس از جمله همين آقاياني كه حالا با آنها قرارداد دارد و خصوصا جناب تاج اعتمادي ندارد!

او مردي است كه اعتقاد داشت فوتبال ايران پتانسيل های حرفه اي شدن ندارد و طی یک اعلام سراسر دروغ و کذب بیان داشت كه در ايران و در تيم پرسپوليس با شلنگ دوش مي گرفته و امكانات نداشته است . کسی نبود که در آن زمان بگوید که اگر این تیم امکانات نداشت خانه ویلایی در خیابان مقدس اردبیلی و ویلای مبله و ماشین آخرین سیستم در دبی از کجا برایش خریداری شده بود؟! (طعنه آمیز است که بدانیم همین الان هم جناب قطبی در همان ویلا در دبی روزگار می گذراند).

خوب بخاطر داريم او بخاطر بالا بردن قراردادش با پرسپوليس بي امكاناتي را بهانه كرد و هفته ها از تيم پرسپوليس دوري گزيد و بعد از اين كه در امارات هيچ تيمي را خواهان خود نديد و از سوئي هدايتي سر كيسه را شل و قرارداد تركمنچاي گونه اي با او امضا كرد بار ديگر قلبش براي سرخها زد!! و سربازي براي ارتش سرخ شد! ...سربازی كه همگان ديدند با فرار شبانه اش چه بلائي بر سر اين ارتش بي نوا آورد و سر انجام اين ارتش را رها و پول خوبي به جيب زد.

قطبي همان كسي است كه شاهكارهائي چون دو كارمو و ماركو را به ايران آورد . شناخت او از بازيكنان به گونه اي است كه مرداني چون جرج آراندا و ماته دراگویچ را در نيم فصل به پرسپوليس آورد و...

همگان مي دانند كه قطبي همان مربي است كه با مديرت كاشاني و يار گيري استيلي و حمايت كامل مطبوعات و ديگر رسانه ها به قهرماني رسيد اما همه چيز را به نام خود كرد. او همان كسي است كه در بي بي سي فارسي عليه  كشورش وهمين آقاياني كه امروز افتخار همكاري با آنها را مدعي مي شود سخناني كينه جويانه انجام داد!! قطبي مردي است كه به لطف رانتهاي مطبوعاتي ( که یکی از همین پدرخوانده های مطبوعاتی نسبت خواهرزادگی با وکیل وی دارد)همواره خود را در رسانه هاي ايران مطرح كرده و سر انجام با استفاده از پديده زيباي دلاليزم قباي تيم ملي را كه آرزويش و نه لياقتش رادارد بر تن كرد تا بي آنكه بازيكنان ايران را بشناسد و يا همكاران هلنديش آنها را شناخته باشند به ايران بر گشته و براي رفقاي هلنديش چون همان دوست برزيلييش يعني مار كو در آمد زائي كند.

قطبي به فوتبال ورشكسته و قحط الرجال ما باز مي گردد تا نشان دهد كه در فوتبال تا چه حد دستمان خالي است كه تيم ملي كشورمان را به كسي مي سپاريم كه چند ماه پيش از كشورمان فرار كرد و به دروغ و افترا به توجيه اين رفتار غير حرفه اي خود پرداخت.

ماهها بي كاري در دبي و استفاده از شانتاژ رسانه اي براي قطبي شرايطي را به وجود آورد كه فدراسيون فو تبال هم حالا مي خواهد از اين شومن مربي نما استفاده كند.

فوتبال ورشكسته ما بار ديگر به او و حرفهاي رسانه اي و ژستهاي جرج كلوني او اعتماد مي كند و  محبوب ترين تيمش را به او كه تشنه اين مقام و گذاشتن سابقه اين پست در رزومه اش هست تا قرارداد خوبي نصيبش شود بدون در نظر گرفتن توهینهایی که نثار این کشور کرده است با حقارت مي دهد تا وی در جمله ای متزورانه اعلام کند که او آماده است تا مانند یک سرباز برای  " جمهوری اسلامی ایران " خدمت کند!

باری...فوتبال ما سر تسليم به دوروئي و پوپوليست و عوام فريبي فرو مي آورد تا آقايان مدير نا كار آمد بتوانند با پنهان شدن پشت نام قطبي و سیاهکاریهای پرطرفدار او از بحران جام جهاني بگذرند.

فو تبال ما بايد تاوان عدم همكاري  با مرداني چون حشمت مهاجراني , بهمن فروتن , دكتر طوسي , مجيد جلالي و ... را با اين مديران نا كار آمد بدهد تا مردي  چون قطبي كه در ناكارائي فني و عدم تعهد به حرفها و قرار داد هايش شهره است تكيه كند... تکیه کند تا بار ديگر عوام فريبي و خريدن زمان براي ادامه كار مديران نا مدير و دلاليزم و رانتهاي رسانه اي پيروزي خود را در اين فوتبال ورشكسته جشن بگيرند .

افسوس و صد افسوس ...

                                                                   تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال


ارسال شده در تاریخ : جمعه چهارم اردیبهشت 1388 :: 11:3 :: توسط : SVWVW

همه را می بخشم نه به خاطر این که دیگران نیز مرا ببخشند 

همه را می بخشم نه از سر لطف و محبت بلکه از سر دلسوزی

همه را می بخشم نه از سر دلسوزی برای آنها بلکه از سر دلسوزی برای خود  

همه را می بخشم چرا که دیگران هیچ تقصیری ندارند

آن که باعث شده این گونه شود رفتار خودم بوده است.

همه را می بخشم به امید این که دیگران نیز مرا ببخشند.

-----------------------------------------------------------------------

دیگه دیدم تولدمه گفتم اینا رو بگم

 خودم هم تولدم رو به خودم تبریک میگم اینجا !!

 

 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 :: 0:0 :: توسط : SVWVW

خوش به حال همه هفت ساله هايي که راس ساعت23:15 چهارشنبه گذشته اولين فوتبال دوران زندگي خود را تماشا کردند، اگر عشق و علاقه حاصل يک اتفاق باشد (که هست)، خوشايندترين رخداد زندگي آن هفت ساله ها به وقوع پيوسته و آنها عاشق يک موجود فرازميني به نام بارسلونا شده اند. روزي روزگاري يک نويسنده در ابتداي متن پيش بازي رم- رئال مادريد به نکته خاصي اشاره کرد؛ «کاش 15ساله بودم چون در اين صورت مي توانستم هوادار رم يا رئال مادريد شوم اما ديگر از من گذشته. من قبلاً محبوبم را انتخاب کرده ام.» اين عبارت ترجيع بند نوستالژي آدم هايي شد که تيمشان ديگر مانند روزهاي ابتداي عاشقي دلربايي نمي کرد. اگر بارسلونايي نيستيد، براي دوست داشتن بارسا کمي دير شده اما چنانچه از کاتالان متنفر هستيد مي توانيد ديدگاهتان را تغيير دهيد و با بغض براي آنها دست تکان دهيد. فقط در فوتبال يک اتفاق ناب رخ مي دهد؛ شخصيت منفور شما آنقدر تکامل مي يابد، آنقدر زيبا مي شود که نمي توانيد دوستش نداشته باشيد.

---

اينجا زندگي به فوتبال سور مي زند. تبديل نفرت به عشق يا حداقل علاقه، نکته مثبتي محسوب مي شود اما در دايره واقعيات موجود خودخواهي به نام انسان هيچ کس غير از «من» حق جلو زدن و پيشروي را ندارد. در زندگي هرچقدر هم درجا بزنيد، باز هم رقيب مورد تنفرتان نمي تواند حتي با خلق بزرگ ترين شاهکارها علاقه شما را نسبت به خود برانگيزد. در فوتبال اکنون چنين اتفاقي رخ داده است، بارسلونا، تيم منفور هواداران رئال مادريد از وقتي شعر را به فوتبال پيوند داده، دوستداران قوي سپيد را به بلند شدن از سکوها و کف زدن براي امثال رونالدينيو واداشته است. تنها در وادي چمن سبز امکان دوست داشتن دشمن وجود دارد. کجاي زندگي، رقيب تان از موضع «اول مطلق» مورد ستايش دشمن سربي خود قرار مي گيرد؟

---

اين نکته که همه فوتبال را مثل زندگي خود بازي مي کنند، تکراري است اما نگاه به سبک بازي بارسا کيفيت جمله فوق را دستخوش تغيير مي کند. در زندگي کاتالان ها مماشات با حريف معنايي ندارد اما آبي اناري پوشان در نيمه دوم بازي رويايي با بايرن عامدانه روند 45 دقيقه نخست را ادامه ندادند. کوتاه آمدند تا براي بازي آينده در لاليگا سرحال بمانند، آنها البته يک جا، حوالي دقيقه 90 فوتبال را مثل زندگي خود بازي کردند؛ زماني که رافا مارکز مکزيکي يک اخطار از سر شکم سيري گرفت تا با محروميت از بازي برگشت از حوادث بعدي در امان بماند. مردم کاتالونيا مغرور و علاقه مند به خرد کردن رقيب هستند. بدون تحقير کردن، پيروزي بر کوچک ترين رقيبان هم لذتي ندارد. تنها در نوکمپ اين گونه از رقيبان استقبال مي شود؛ «ورود سگ و مادريدي به نوکمپ ممنوع.» و تنها در نوکمپ چنين بدرقه يي صورت مي گيرد؛ «کاش داور فلان بازيکن حريف را اخراج نمي کرد تا بعداً نگويند چون 10 نفره شديم، باختيم.»

---

گوارديولا تنها تفاوت و زيبايي اين بارسا با ساير تيم هاي ادوار مختلف اين باشگاه است. لاپورتا، پپ را روي نيمکت نشاند تا روح بارسا فرصت آزاد شدن را به دست بياورد. به او بنگريد. کاملاً خصوصيات يک کاتالاني را دارد، سبک سرانه فقط حمله و گل مي خواهد و بي دليل حتي وقتي همه چيز امن و امان است، خرده مي گيرد و اخراج مي شود.


منبع:اعتماد

ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و دوم فروردین 1388 :: 16:3 :: توسط : SVWVW
درباره وبلاگ
منو از یاد نبرین
میدونم ویرانم
ضجه هامو میشنوین
من همون ایرانم
---------------------------
گاندی : نخست به شما اعتنايي نمي کنند، بعد به شما مي خندند، بعد شما را مورد ضرب و شتنم قرار مي دهند، بعد شما پيروز مي شويد
---------------------------------
رسول خدا (ص): منافق سه نشانه دارد: 1- سخن به دروغ بگوید. 2- از وعده تخلف كند. 3- در امانت خیانت نماید. (صحیح مسلم،كتاب الایمان،ح 89)