تحلیلی بر علت انتخاب افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران ؛
عوام فریبی آقایان فدراسیون نشین برای پنهان شدن پشت محبوبیت قطبی
گرفتن زمان جهت ماندن بر راس کار!
چيني ها معتقدند كه عدد 8 شماره اي است كه براي آنها شانس مي آورد و به همين دليل در ساعت 8 شب روز 8 از ماه 8 سال 2008 المپيك چين را افتتاح نمودند وانصافا هم صاحب موفقيت بي نظيري در زمينه ورزش چون ديگر زمينه های اجتماعي شدند؛ اما به نظر مي آيدكه عدد 8 چندان براي ما خوش آيند نيست.
بخاطر داريم روزگاري در روز 8 در ماه نهم سال 1376 فوتبال ما توانست با حذف استراليا در خاك كانگورو ها به جام جهاني1998 رود اما از آن پس ديگر 8 براي ما خوش يمن نبود به روز 8 فروردين از سال 1388 بنگريد فوتبال ما در ايران به عربستان مي بازد و پس از آن شكستهاي متوالي به فوتبال ملي و باشگاهي ما وارد مي شود .
امروز صبا و استقلال و سپاهان ايران در آستانه حذف از رقابتهاي ليگ باشگاههاي آسيا هستند و پرسپوليس هم تنها به يمن گروهي به مراتب آسان تر همچنان شانس صعود را دارد , اما نمايش سرخها در برابر الغرافه در بازي برگشت نشان داد كه چندان به حضور طو لاني مدت سرخها در رقابتهاي ليگ باشگاههاي آسيا نمي توان اميد داشت.
در بعد ملي فوتبال ما اما در فاصله كمتر از يك ماه صاحب سومين سر مربي خود شد.پس از علي دائي و انتصاب 15روزه محمد مايلي كهن بر مسند پست سر مربيگري تيم ملي كه تنها زدن تازيانه بر پيكر اميد و ايمان ملت ايران به محبو ب ترين تيمشان بود حالا قرار است كه افشين قطبي دنباله بازي ايران در راه جام جهاني را ادامه دهد.
اظهار نظر مهدي تاج رئيس كميته تيمهاي ملي در دلايل انتخاب قطبي در نوع خود جالب است. ايشان مي گويند كه بعلت آشنائي افشين قطبي با تيمهاي كره اي او را براي تيم ملي انتخاب كرديم. سوالي كه در اولين واكنش به اين اظهار نظر جناب مدير كميته تيمهاي فني به ذهن مي رسد اين است كه اگر اين فاكتور شناخت از تيمهاي كره اي اينقدر مهم بود پس چرا بعد از علي دائي به سراغ قطبي نرفتيد و به قول اظهار نظر كفاشيان اصلا قطبي در ليست آنها نبوده است ؟
عجيب نيست ! مديريت فوتبال بي منطق و بي استدلال ما بايد هم از سوي مديراني كه شاهكاري چنيني را براي فوتبالمان پديد آورده اند جوابي نداشته باشد !
اما انتخاب قطبي به چه دليلي بوده است ؟!
افشين قطبي يك مرد رسانه اي است.بسياري او را يك شومن مي دانند كه به بازي هاي رسانه اي علاقمند است او فارسي را طی یک حرکت فریبکارانه و برای جلب نظر ما ایرانیان که همیشه مرغ همسایه برایمان غاز است به عمد با لهجه شيرين انگليسي !صحبت مي كند . سيمائي چون آل پاچينو براي خود مي سازد و بسيار دو ست دارد كه چون جرج كلوني فيگور بگيرد . او مردي است كه براحتي رنگ عوض مي كند بخاطر مي آوريم كه تنها چند هفته كوتاه است كه او اعلام كرد از فوتبال ما براي هميشه خداحافظي كرد و اعلام نمود كه در اين فوتبال به هيچ كس از جمله همين آقاياني كه حالا با آنها قرارداد دارد و خصوصا جناب تاج اعتمادي ندارد!
او مردي است كه اعتقاد داشت فوتبال ايران پتانسيل های حرفه اي شدن ندارد و طی یک اعلام سراسر دروغ و کذب بیان داشت كه در ايران و در تيم پرسپوليس با شلنگ دوش مي گرفته و امكانات نداشته است . کسی نبود که در آن زمان بگوید که اگر این تیم امکانات نداشت خانه ویلایی در خیابان مقدس اردبیلی و ویلای مبله و ماشین آخرین سیستم در دبی از کجا برایش خریداری شده بود؟! (طعنه آمیز است که بدانیم همین الان هم جناب قطبی در همان ویلا در دبی روزگار می گذراند).
خوب بخاطر داريم او بخاطر بالا بردن قراردادش با پرسپوليس بي امكاناتي را بهانه كرد و هفته ها از تيم پرسپوليس دوري گزيد و بعد از اين كه در امارات هيچ تيمي را خواهان خود نديد و از سوئي هدايتي سر كيسه را شل و قرارداد تركمنچاي گونه اي با او امضا كرد بار ديگر قلبش براي سرخها زد!! و سربازي براي ارتش سرخ شد! ...سربازی كه همگان ديدند با فرار شبانه اش چه بلائي بر سر اين ارتش بي نوا آورد و سر انجام اين ارتش را رها و پول خوبي به جيب زد.
قطبي همان كسي است كه شاهكارهائي چون دو كارمو و ماركو را به ايران آورد . شناخت او از بازيكنان به گونه اي است كه مرداني چون جرج آراندا و ماته دراگویچ را در نيم فصل به پرسپوليس آورد و...
همگان مي دانند كه قطبي همان مربي است كه با مديرت كاشاني و يار گيري استيلي و حمايت كامل مطبوعات و ديگر رسانه ها به قهرماني رسيد اما همه چيز را به نام خود كرد. او همان كسي است كه در بي بي سي فارسي عليه كشورش وهمين آقاياني كه امروز افتخار همكاري با آنها را مدعي مي شود سخناني كينه جويانه انجام داد!! قطبي مردي است كه به لطف رانتهاي مطبوعاتي ( که یکی از همین پدرخوانده های مطبوعاتی نسبت خواهرزادگی با وکیل وی دارد)همواره خود را در رسانه هاي ايران مطرح كرده و سر انجام با استفاده از پديده زيباي دلاليزم قباي تيم ملي را كه آرزويش و نه لياقتش رادارد بر تن كرد تا بي آنكه بازيكنان ايران را بشناسد و يا همكاران هلنديش آنها را شناخته باشند به ايران بر گشته و براي رفقاي هلنديش چون همان دوست برزيلييش يعني مار كو در آمد زائي كند.
قطبي به فوتبال ورشكسته و قحط الرجال ما باز مي گردد تا نشان دهد كه در فوتبال تا چه حد دستمان خالي است كه تيم ملي كشورمان را به كسي مي سپاريم كه چند ماه پيش از كشورمان فرار كرد و به دروغ و افترا به توجيه اين رفتار غير حرفه اي خود پرداخت.
ماهها بي كاري در دبي و استفاده از شانتاژ رسانه اي براي قطبي شرايطي را به وجود آورد كه فدراسيون فو تبال هم حالا مي خواهد از اين شومن مربي نما استفاده كند.
فوتبال ورشكسته ما بار ديگر به او و حرفهاي رسانه اي و ژستهاي جرج كلوني او اعتماد مي كند و محبوب ترين تيمش را به او كه تشنه اين مقام و گذاشتن سابقه اين پست در رزومه اش هست تا قرارداد خوبي نصيبش شود بدون در نظر گرفتن توهینهایی که نثار این کشور کرده است با حقارت مي دهد تا وی در جمله ای متزورانه اعلام کند که او آماده است تا مانند یک سرباز برای " جمهوری اسلامی ایران " خدمت کند!
باری...فوتبال ما سر تسليم به دوروئي و پوپوليست و عوام فريبي فرو مي آورد تا آقايان مدير نا كار آمد بتوانند با پنهان شدن پشت نام قطبي و سیاهکاریهای پرطرفدار او از بحران جام جهاني بگذرند.
فو تبال ما بايد تاوان عدم همكاري با مرداني چون حشمت مهاجراني , بهمن فروتن , دكتر طوسي , مجيد جلالي و ... را با اين مديران نا كار آمد بدهد تا مردي چون قطبي كه در ناكارائي فني و عدم تعهد به حرفها و قرار داد هايش شهره است تكيه كند... تکیه کند تا بار ديگر عوام فريبي و خريدن زمان براي ادامه كار مديران نا مدير و دلاليزم و رانتهاي رسانه اي پيروزي خود را در اين فوتبال ورشكسته جشن بگيرند .
افسوس و صد افسوس ...
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال